آموزه‌های ایلیا میم قسمت سوم

104

در متن زیر تعالیمی از ایلیا میم با عنوان آموزه های ایلیا میم

۱٫پذیرش یک حقیقت بزرگ توسط یک ذهن کوچک توهین به آن است. این حقیقت بزرگ است که باید ما را بپذیرد. (۱)

۲. فحاشی و توهین کردن نهایت ضعف و ناتوانی شخص را نشان می‏دهد.(۲)

۳. محبت را در بخشش خود تجربه کنید و یافتن خود را در از خودبیخودی. (۳)

۴. دوست داشتن آتش گرفتن است نه آن ناگهان تبهای هوس آلود. بلکه آن آتش بی‏ شعله و بی‏ دود. آتشی که هر که آنرا چشید از خود رمید و در خود رویید و بر همه چیز خندید. آتشی که روح منجمد را روان می‏کند قلب سنگی را مذاب و جان خفته را بی‏تاب. آتشی که زندگی می‏گیرد و زندگی می‏دهد اما آنچه می‏دهد آن چیزی نیست که گرفته است. خام را پخته می‏کند، پخته را می‏سوزاند، سوخته را خاکستر می‏کند و خاکستر را به باد می‏دهد و در ابر می‏ باراند. آتشی پر از آرامش و سرشار از تنش. خاموش و پر از جوشش. آتشی که اگر به تو روی آورد خورشید را در تو می‏آورد. و آنکه خورشید در او متولد می‏شود اوست که هر لحظه می‏میرد. این بهای با خورشید و در خورشید زیستن است. اما خورشید نمی‏ میرد پس او همیشه به خورشید زنده است حتی اگر هر روز بمیرد. (۴)

۵. هرکس دارای یک شهود و رویای نهفته است که اختصاص به خود او دارد و تماس با آن جزء از طبیعت، که با این فرد بیشترین هماهنگی را دارد، در بیدار شدن آن رویای نهفته تاثیرگذار است. (۵)

۶. انسان دارای رویاهای نهفته و خاموش است که در اعماق ذهن او مدفون شده یا به خواب رفته‌اند. اگر این رویاهای بنیادین بیدار شوند، انسان از طریق آنها راهی برای ارتباط با عالم غیب یافته و طریقی برای بازگشت به چشمه‌های زندگی. (۶)

۷. راه نرو پرواز کن. مسیر رویاهایت را دنبال کن. (۷)

۸. فکر‏ها را به رویا‏ها تبدیل کن تا ملموس شوند و به تجربه درآیند. (۸)

۹. شعور و قدرت روح خلاقه را به هفت طریق می‏توان تجربه نمود. آن هفت، کلام و رؤیا و سکوت و محبت از آن هفت طریق‏اند. (۹)

در ادامه از آموزه های ایلیا میم :

۱۰. واقعیات هر جهانی را به زبان آن جهان و از طریق عنصر غالب آن جهان می‏توان آموزش داد. برای آموزش واقعیت‏هایی که از جنس کلمه‏ اند کلمات مطلوب‏ اند اما برای بیان اسرار رؤیاها مؤثرترین شیوه، رؤیاهاست.(۱۰)

۱۱. عده‏ ای به سوی قله روان شدند، همه از یک جهت بالا نرفتند. بعضی از غرب کوه و بعضی از شرق کوه و بعضی از نقاط دیگر. اندکی از آنان به قله رسیدند و بسیاری در بالا رفتن تا دامنه‏‌ها و صخره‏‌ها موفق شدند. در آخر هر کس شرحی از صعود خود را بیان کرد. عجیب نیست که این شرح‏ها به هم شبیه‏اند. همه آنها به زبانهای مختلف درباره یک حقیقت گفتند. گرچه روش‏هایشان گاهی با یکدیگر متفاوت بود اما منظور همه صعود بود و به قله رسیدن. و این چنین، روایتهای گوناگونی از حقیقت و اسرار حق پدیدار شد که همه به هم شبیه‏ اند.

از تعالیم و آموزه های ایلیا میم

۱۲. بشر موجودی تنهاست و از کودکی تا پایان عمر خود به دنبال پیوند است. این تمایل بر جوامع بشری نیز حاکم است. داستانها، افسانه‌ها و غالب تلاش بشر به سوی ازدواج جهت گیری دارد و این همان جهت گیری جوامع بشری است. تعریف انسان در این دیدگاه این نیست که انسان موجودی شرور یا خیرخواه است. آنست که انسان موجودی است ارتباطی و خواستار ارتباط و پیوند. انسان بدون پیوند قادر به ادامه حیات نیست. پیوند با چیز دیگر؛ خدا، اندیشه‌ها، رؤیاها و عمومی ترین آن پیوند با همسر. تمدنها نیز همین مسیر را رفته‌اند و خواهند رفت. و این عصر زمان پیوند تمدن هاست. ازدواج فرهنگها و ادیان. زوجیت تمدنها.(۱۱)

۱۳. قرنها قبل از نظریه برخورد تمدنها، گفتگوی تمدنها یا ازدواج تمدنها، پیوند تمدنها آغاز شده بود و ازدواج تمدنها و فرهنگها رخ داده بود. امروز هیچ تمدن مجردی وجود ندارد مگر آنها که مرده‌اند یا افسانه‌اند.(۱۲)

۱۴. هر تمدنی متناسب با شرایط مردمان خود است و آنهائیکه این تناسب را از دست داده‌اند خودشان از دست رفته‌اند. تمدنها و فرهنگها و مکتبهای ناهماهنگ مردند. زیرا ناهماهنگ بودند. و آنها که ماندند و زنده ماندند، هماهنگ بودند و با تغییر شرایط هماهنگ شدند؛ یکی از راههای این هماهنگی پیوند و ازدواج آنها با فرهنگها و تمدنهای دیگر بود.(۱۳)

۱۵. اگر به جهان بله نگوییم جهان به ما نه خواهد گفت. اگر جهان را رد کنیم خود را رد کرده‌ایم زیرا جهانی را وادار به مردود شمردن خودمان کرده‌ایم. پیوند با جهان راه همزیستی با جهان است. اگر با جامعه جهانی نباشیم، عملاً جامعه جهانی برضد ما خواهد بود.(۱۴)

۱۶. پیوند تمدنها، ازدواج فرهنگها و نزدیکی ادیان، این تمدن جهان و اندیشه انسان جهانی است. هشت تمدن برای بشر تکثرگرا و تنوع طلب کنونی کافی نیست، پس تمدنهای بیشتری زاییده و ظاهر خواهند شد؛ بلکه شده‌اند.(۱۵)

۱۷. بعضی از تمدنها پیوند می‌خورند و ازدواج می‌کنند و از این ازدواج، تمدنی جدید به وجود می‌آید. پس تمدنهای جاری، دچار استحاله و اضمحلال شده و با ظهور فرزندان جدید، مانند سالخوردگان از کار افتاده به کناری خواهند رفت و خود را آمادهٔ مرگ خواهند ساخت. لکن فرزندان تمدنی جدید، سعی خواهند کرد شکاف میان میراثهای باطنی و ظاهری را پر سازند، و معنویت فراموش شده را به خانهٔ خود باز گردانند و پیشین را به پسین رسانند…(۱۶)

۱۸. ازدواج تمدن غرب و شرق و شکل گیری تمدنی جدید و زاییده از آن که نه این است و نه آن، نمونه‌ای است از این واقعیت. این به معنای اضمحلال و انحلال تمدنهای پیشین و ظهور و بروز تمدنهای نوین است. (۱۷)

۱۹. ازدواج تمدنها و پیوند ادیان امری حتمی است و این پیوند در ابعاد مختلف رخ داده و رخ می‌دهد. چگونگی این پیوند سرنوشت جهان را رقم خواهد زد.(۱۸)

۲۰. تعامل میان اسلام و یهود و مسیحیت می‌تواند بسیاری از مسائل جهان امروز را حل کند زیرا ریشه اکثر مسائل جهانی در اختلافات ایدئولوژیک است. (۱۹)

۲۱. دین برای انسان است نه انسان برای دین… نباید زندگی انسانها قربانی اختلاف ادیان شود.(۲۰)

۲۲. قوی ترین مبارز و مبارزه، هماهنگ ترین است. بهترین ضربه، الزاماً قوی ترین ضربه نیست بلکه متناسب ترین ضربه است. ضربه ایی مؤثر، به هنگام و به اندازه.(۲۱)

۲۳. صلح کردن بر جنگیدن برتری کامل دارد، اگر صلح متعادل امکانپذیر است از جنگ بپرهیز. (۲۲)

۲۴. همه احتمالات را درباره دشمن و قدم بعدی او را در نظر بگیر و آماده هر واکنشی باش.(۲۳)

۲۵. با تمام قدرت و امکان ات حمله کن با یکپارچگی و یگانگی کامل عمل کن.(۲۴)

۲۶. گاهی بهترین دفاع حمله است و گاهی بهترین حمله دفاع کردن است.(۲۵)

۲۷. بیهوده مقاومت نکن یا به میدان دشمن وارد شو و آن را تصرف کن یا بگذار دشمن به میدانی که تو نشان می‌دهی وارد شود و مغلوب گردد.(۲۶)

۲۸. از ضربات غیر مؤثر و غیر کارا بپرهیز. مؤثرترین و کاراترین ضربه‌ها را وارد کن. (۲۷)

۲۹. اصول اخلاقی را در مبارزه بکارگیر.(۲۸)

۳۰. دشمن را غافلگیر و برایش تله گذاری کن. در کمین دشمن باش و او را زیر نظر بگیر.(۲۹)

۳۱. نقشه‌ها و افکار دشمن را بخوان و تحلیل کن.(۳۰)

۳۲. بهترین و مؤثرترین شعارها را بساز.(۳۱)

۳۳. فلسفه تبیین اوضاع گذشته، حال وآینده را بر ضد دشمن طرح ریزی کن.(۳۲)

۳۴. هر کاری که بر ضد دشمن می‌کنی مراقب باش که دشمن ات هم ممکن است همان کار را با تو بکند.(۳۳)

۳۵. شناخت ات را از دشمن و میدان مبارزه و خودت تجدید و به روز کن. همه عناصر مبارزه را زیر نظر داشته باش و هر تغییری را تحلیل کن.

۳۶. دشمن را دوست بدار اما از روش او نفرت داشته باش.(۳۴)

۳۷. روش ات را هر چه بیشتر بر هوشمندی و تفکر متکی کن تا ابزار فیزیکی. (۳۵)

۳۸. در برابر دشمن بسیار دانا، بسیار نادان و بسیار قوی به شدت احتیاط کن.(۳۶)

۳۹. زمان‌ها و موقعیتهای مبارزه را بشناس.(۳۷)

۴۰. مبارزه و پیروزی را آسان بگیر و سخت نگیر اما خود را فریب نده و ساده لوح نباش. (۳۸)

۴۱. در مبارزه، نه و نمی‌شود را به خود راه نده و نگذار ترس و ناامیدی و آشفتگی در تو مستقر شود. (۳۹)

۴۲. پس از پیروزی، در دشمن نایست از دشمن عبور کن. (۴۰)

برگفته از تعالیم ایلیا میم

آموزه های ایلیا میم

برگرفته از کتاب تعالیم حق (الاهیسم – جلد دوم) ـ اثر ایلیا میم

بدون نظر

ارسال پاسخ