آموزه‌های ایلیا «میم» – قسمت چهارم

83

آموزه‌های ایلیا «میم» – قسمت چهارم

در ادامه برخی از آموزه های ایلیا میم را میخوانیم:

  1. مهمتر از اینکه ازدواج کنی یا نه پاسخ این سؤال است که بدانی چه کسی با چه کسی ازدواج می‏کند و محصول این ممزوج چیست؟ (۱)
  2. در انتخاب همسرت خودنهانی‏ اش را ببین نه خودِ نمایی‏ اش را که اکثر فریب خودنمایی‏‌ها را می‏خورند.(۲)
  3. ازدواج یکی از فرصت‌های فراروی از خود و کنار گذاشتن خودخواهی است، اما بیشتر تجربه کنندگان، آن را به عنوان فرصتی برای خودخواهی‌های بیشتر می‌بینند و در آن، خودبینانه تر از قبل عمل می‌کنند.(۳)
  4. همسری، همدستی نیست پس با کسی که صرفاً می‌تواند همدست تو باشد و همکار خوبی برایت باشد ازدواج نکن. همسر تو می‌تواند هم دست تو باشد اما هم دست تو به صرف هم دستی اش نمی‌تواند همسر تو باشد. همسر تو حتماً همراه و همسفر تو در زندگی است اما همسفر تو در زندگی حتماً همسر تو نیست… (۴)
  5. رابطه جنسی بین دو نفر به رابطه میان دو سرنوشت منجر می‌شود. زیرا آن به معنای پیوند سرنوشت است و این پیوند به شراکت طرفین در تقدیرات منجر می‌شود. هر یک در نور‌ها و تاریکی‌های دیگری، در تأثیرات پیشین و پسین خوب و بد، در امکانات و ضد امکانات دیگری سهیم می‌شود. این شراکت تقدیری مانند زنجیر خوردن و بسته شدن دو نفر به همدیگر است. آن‌ها و آنچه بر هر یک واقع می‌شود، تا پایان جریان زندگی در این جهان و جهان‌های دیگری به دیگری تأثیر گذار است. حال این اثرات ممکن است سازنده باشد یا مخرب اما غالباً مخرب و مختل کننده است. مگر آنکه ارتباط جنسی هماهنگ رخ داده باشد. (۵)
  6. وقتی رابطه (جنسی) میان دو نفر که با یکدیگر هماهنگی ندارند اتفاق می‌افتد این مثل آنست که دو درخت غیر پیوندی را به یکدیگر پیوند بزنید. نه تنها پیوند این دو، اتفاق نمی‌افتد بلکه ممکن است دو درخت خشک شوند و زندگی خود را به تدریج از دست دهند. و یا شاید، این پیوند خود را در تغییرات ناهنجار و سرطانی متجلی سازد. درخت را به بیماری کشنده ظاهری یا درونی مبتلا کند و میوه و وجود آنرا فاسد و تخریب کند. (۶)
  7. بعضی از مواد را اگر با یکدیگر ترکیب کنید برآیند تأثیرات آن‌ها بر یکدیگر خرابی است این آن را فاسد می‌کند و شاید آن هم این را. بعضی غذا‌ها را اگر با هم بخورید، تأثیر خوب آن‌ها بسیار بیشتر است بعضی دیگر، اگر با هم خورده شوند اثری مسموم کننده و حتی کشنده دارند. رابطه، رابطه جنسی و ازدواج هم همینطور است. (۷)
  8. ازدواج با یک نفر، ازدواج با سرنوشت او و شریک شدن در همه مسائل و نتایج اوست. (۸)
  9. طوری ازدواج نکن که بقیهٔ عمرت را صرف حل کردن و گرفتار شدن به مسایلی بگذرانی که ازآن پدید می‌آید.(۹)
  10. فقط تعداد اندکی از تصمیم‌ها انتخاب آزادانه است. بیشتر تصمیم‌ها یا تحلیلی اند یا تقدیری یا ترحمی یا تنفری یا توهمی. تصمیم ازدواج نیز همین طوراست.(۱۰)
  11. ملاقات بین جفت‌های روحی زمانی اتفاق خواهد افتاد که هر دو طرف از آمادگی لازم برخوردار باشند و بتوانند مسئولیت یکدیگر را بر عهده بگیرند. (۱۱)
  12. جلوی ضربه‏‌ها را نگیر. ضربه ‏ها را جهت بده. دشمن ات را نکُش، او را به دنبال خودت بِکش… (۱۲)
  13. حرص و غرور و حسد حریف ات را تحریک کن. (۱۳)
  14. از جایی که حریف ات انتظار ندارد به او ضربه بزن .(۱۴)
  15. دشمن را مهار کن و به کنترل درآور زیرا مهار و جهت دهی دشمن بر حمله و دفاع غلبه دارد. (۱۵)
  16. مقاومت نکن نیروی وارده را بپذیر و دشمن را با پذیرش اش، مغلوب کن.(۱۶)
  17. اگر به سمت راست صورت ات سیلی زدند، همیشه سمت چپ را جلو نیاور بلکه با همان ضربه اول بر زمین بیافت و با افتادگی ات زمین زیر پای حریف را خالی کن.(۱۷)
  18. برای فتح میدان اصرار نکن که در مرکز میدان قرار گیری و به سمت مرکز حرکت کنی، گاهی حرکت از کناره‏‌ها و رفتن از حاشیه‏‌ها کلید فتح میدان است.(۱۸)
  19. در مبارزه انتحاری چیزی برای ترسیدن و به عقب رفتن وجود ندارد. این مبارزه شیران است. مبارزه شیر آسا و با تمام قدرت اش حمله می‌کند. نه از مرگ هراسی دارد و نه از دشمن خود هر چند که بسیار قوی باشد. در این مبارزه، نجات دهنده، همان قربانی است. مبارزه انتحاری حمله کردن به مرگ است. طوری که مرگ یا از مبارز بگریزد و یا توسط مبارز صید شود. چنین مرگی، نوع اعلایی از زندگی است زیرا مرگ که عامل نبودن‌ها و نیستی‌ها و نقصان‌ها است در آن راه ندارد. (۱۹)
  20. طبیعت مادر ماست نگذاریم بمیرد.(۲۰)
  21. هر زنده‌ای که امروز نابود شود، فردا، محرومیت ناشی از نبود آن را تجربه خواهد کرد. (۲۱)
  22. ترک طبیعت، مرگ زندگیست و نابودی انسان در نابودی طبیعت است. جامعه سالم با طبیعت سالم ممکن می‌گردد زیرا طبیعت امکان زندگیست که اگر بیمار شود، همه زندگی انسان بیمار می‌شود و اگر این امکان افزایش یابد بر کیفیت زندگی انسان افزوده خواهد شد.(۲۲)
  23. حامیان طبیعت، حامیان حقیقت اند لکن همه انسان‌ها در برابر حفظ طبیعت مسئول اند زیرا همه ما در برابر حفظ زندگی و تداوم حیات خود و دیگران مسئولیم، پس نگذاریم طبیعت بمیرد. زشتی و بیماری و مرگ را از چهره اش بزدائیم زیرا محیط زیست انعکاسی از درون ماست. با نجات آن، خود را نجات داده‌ایم. و آنهایی که به خداوند می‌اندیشند بیاد داشته باشند که دوستی با طبیعت دوستی با خداست عشق به طبیعت عشق به خداست زیرا طبیعت مظهر و تجسم الهیست.(۲۳)
  24. مطمئناً اگر انسان از طبیعت حمایت کند طبیعت نیز حمایت خود را از انسان نشان خواهد داد. زیرا طبیعت زنده است و عکس العمل نشان می‌دهد.(۲۴)
  25. الگو‌های طبیعت، الگو‌هایی برای حل مسائل بشر و زندگی هماهنگ اند.(۲۵)
  26. عموماً مردم صید و قربانی شده‌اند. این هم در باره انسانهای حقیر و ناچیز صادق است و هم در باره بزرگان. تفاوت در این است که صید چه کسی؟ قربانی برای چه کسی و چه چیزی؟ انسان‌ها غالباً قربانی و صید چیزهای پست و بی ارزش می‌شوند اما معدودی از انسانها قربانی چیزهای بزرگ شده‌اند و بنابراین بزرگ شده‌اند زیرا ارزش صید متناسب با صیاد است و آنچه برای آن قربانی شوی می‌تواند ارزش تو را تعیین کند.(۲۶)
  27. بعید است که موجودی یافت شود که صید کسی یا چیزی نشده باشد یا خود قربانی نباشد.(۲۷)
  28. تا فرصت هست باید همه اقتدار از دست رفته را بازیابید و همه شکست‌ها را به توفیق‌ها بدل کنید. مخصوصاً شکستهایی که با خود، اقتدار روح شما را برده است. برای فتح بزرگ، احتیاج به فتحهای متعدد کوچک‌تر دارید.(۲۸)
  29. بیدار باشید و هوشیار شوید و چشم بگشایید. در اموری که باید، تفکر کنید. بخصوص پیش از تصمیمات و امور مهم‏تر تفکر کنید. از چاه تاریک و هولناک نادانی بیرون بیایید اما در دام‏های خطرناک دانستگی نیفتید. (۲۹)
  30. قضاوت، پیچیده و پر اشتباه است. تا مجبور نشدی قضاوت نکن.(۳۰)
  31. قضاوت میان دو نفر عموماً قضاوتی میان افراد مختلف است زیرا در هیچ اتفاقی تنها دو نفر دخیل نیستند. (۳۱)
  32. غالباً حق با هر دو طرف دعواست لکن یکی بیشتر بر حق است و دیگری حق کمتری دارد.(۳۲)
  33. قاضیان بزرگ با کمترین قضاوت، بیشترین عدالت را جاری می‌سازند.(۳۳)
  34. اگر ضروری است که نظر دهی اما ضروری نیست که محکوم کنی، پس محکوم نکن. حداکثر به تأیید نکردن بسنده کن.(۳۴)
  35. اگر دیگری می‌تواند همان کاری را که تو می‌کنی بکند و مانند تو قضاوت کند، هرگز خود را در جایگاه قاضی قرار نده. (۳۵)
  36. انسان عادل از قدرت عظیم نهفته در عدالت برخوردار خو اهد شد. (۳۶)
  37. یا به تمام عدالتی که برای انسان ممکن است قضاوت کن و یا از قضاوت کردن بپرهیز همان طور که باید از زهر بپرهیزی.(۳۷)
  38. سخت ترین و خطرناک ترین کار این دنیا، قضاوت کردن است. (۳۸)
  39. فشارها و ترس‌ها و تمایلات، سم‌های مسموم کننده قاضی و قضاوت اند.(۳۹)
  40. هر مدرک واقعی به حق نیست زیرا بعضی از مدارک ساخته شده‌اند بی آن که جعل شده باشند. (۴۰)

آموزه‌های ایلیا «میم» – قسمت چهارم

برگرفته از کتاب تعالیم حق (الاهیسم – جلد دوم) ـ اثر ایلیا «میم»

بدون نظر

ارسال پاسخ