اسلام از دیدگاه ایلیا

70

به روایت یکی از شاگردان قدیمی استاد

دربارهٔ مذهب برداشت من این است که ایلیا بخش اعظم تأکید خود را به باطن دین و معناگرایی در دین گذاشته بود. در مقطعی که شدیداً حزب اللهی بود آنقدر به حدود شرعی اعتقاد داشت که چند بار می‌خواست… اما بعدها از او می‌شنیدم که اجرای دقیق و کامل حدود را شاید مربوط به زمان پیامبر اسلام (ص) و امام معصوم می‌دانست.
اما اسلامی که در سالهای اخیر از آن حرف می‌زد یک اسلام میانه رو بود. اسلام زنده، فعال و پاسخگو. اسلامی که نرم و انعطاف پذیر است. اهل تساهل و تسامح است. سخت نمی‌گیرد و آسان می‌گیرد. ایلیا به اسلامی معتقد است که ادیان و فرهنگهای دیگر را هم قبول دارد و برای آنها حق حیات قائل است. او به اسلام صلح طلب اعتقاد دارد. اسلامی که مسائل را با تدبیر و تفکر و تحقیق حل می‌کند نه با زور و خشونت و فرمان. اسلامی که بقیه را کافر نمی‌داند. اسلامی که ستون اش بخشندگی و مهربانی است. متحجر و منجمد نیست. همان اصول ۱۴۰۰ سال قبل را دارد اما براساس روز تعریف و تفسیر می‌شود. دائماً به روز می‌شود، با شرایط مختلف متناسب می‌شود و حالتی غیرخشک و غیرمرده دارد. بلکه حساس است. واکنش نشان می‌دهد. اسلامی که معلم ما از آن می‌گفت اسلام متعادل و معقول بود. هماهنگ با زمان است. غیر اجباری و غیر زورگوست. متکی به دانش و خرد است نه خشونت. اسلامی که ایلیا از آن حرف می‌زد نه افراطی است نه تفریطی. خودبین است و خودخواه نیست بلکه همه را و همهٔ شرایط را و همهٔ امکانات را می‌بیند. او در این سالها با وجود آنکه هرگز ادعایی مذهبی نداشت یا حتی مدعی نبود که اسلام را می‌شناسد اما از اسلامی می‌گفت که همهٔ حرفها را می‌شنود و به بهترین آن عمل می‌کند. اسلامی که برپایهٔ بسم الله الرحمن الرحیم، بر اساس محبت و بخشش است و به این آسانی‌ها کسی را محکوم نمی‌کند. اسلامی که اهل توطئه کردن نیست و اندیشه‌های دیگر را با توطئه و حقه و نقشه از کار نمی‌اندازد… و همهٔ ما که می‌دانستیم اهل افراط و تحجر نمی‌توانستند چنین اندیشه‌هایی را تحمل کنند و بلکه مرگ خود را در این اندیشه‌ها می‌دیدند، هر روز منتظر توطئه‌ای جدید از جانب آنها بودیم. آنها هر روز نقشه‌ای شوم را برعلیه ایلیا طراحی و اجرا می‌کردند. سال ۷۹ یک بار نوارهای صوتی و فیلم‌های مربوط به درس‌های ایلیا را مونتاژ کردند و برای تهدید نسخه‌ای را فرستادند با این پیام که اگر این روال را متوقف نکنید آن را در سطح وسیع تکثیر می‌کنیم. برای او داستان سازی می‌کردند و به او تهمت می‌زدند. شایعه درست می‌کردند. او را بدعت گذار و ملحد می‌خواندند و سعی می‌کردند زمینه‌های برخورد را با او فراهم کنند. ما منتظر بودیم تا او به هر طریق ممکن بی آبرو و بی اعتبار شود چون این شیوه، در جامعهٔ ما به یک الگو تبدیل شده بود و اتفاقاً تهاجم‌ها و برخوردهایی که محتوای اصلی آنها این بود، بارها و بارها تکرار شد اما بعد از هر تهاجم، استقبال مردم بیشتر و بیشتر می‌شد.

برگرفته از کتاب آمین جلد یک
تاریخ انتشار ۱۳۸۷

بدون نظر

ارسال پاسخ