الگوهای هماهنگی

73

ایلیاسا (قسمت اول)۱

  • در روش نورانی حمله نمی‏کنی و دفاع نمی‏کنی بلکه مهار می‏کنی و به کنترل درمی‏آوری. نه تحمیل می‏کنی و نه تحمل بلکه واقعیت را حمل می‏کنی. در روش نورانی با جنگیدن می‏جنگی و با صلح مصالحه می‏کنی. بجای مقاومت، نیروی مهاجم را بر علیه خودش بکار می‏گیری و یا در توافق غلبه می‏یابی. بجای مقابله مفاهمه را به میان می‏آوری، صید کردن را بر شکار کردن ترجیح می‏دهی و انعطاف‏پذیری را به جای خشکی و شکنندگی برمی‏گزینی. کارها را آسان می‏گیری و به سادگی با آنها مواجه می‏شوی. قدرت شرارت را در عین قبول واقعیت آن، انکار می‏کنی زیرا شاید واقعیت داشته باشد اما حقیقت ندارد.در روش نورانی، از بحث و جدل کناره می‏گیری و بیشتر به حرکت از کناره‏ها تمایل داری. غالباً بجای مواجهه مستقیم برخورد غیرمستقیم را بکار می‏بندی و بجای یک قالب ثابت قالبهای گوناگون را اتخاذ می‏کنی بدون آن که اصل واحد آنها دو شود. در این شیوه خودپنداری را ترک می‏کنی و با همذات‏پنداری می‏پنداری. می‏گذری و درگیر نمی‏شوی. نسبیت جهان و چیزها را به خاطر می‏آوری و مطلق ‏گرایی را فراموش می‏کنی.(۱)
  • روش من همانند نور است و مانند ابر است و مثل طبیعت عمل می‏کند … شیوه من نرمی و هماهنگی و همسوییست. در این طریق، محبت و آگاه کردن (فهماندن) و راه بردن (مهار کردن) ضروریست. اساس آن بر عدالت و راستی و درستی است و اجبار و خودبینی و مطلق ‏انگاری در آن راه ندارد. همذات ‏پنداری بجای خودپنداری عمل می‏کند و مهار کردن بر حمله و دفاع ترجیح دارد. جهت آن حقیقت‏گرایی و آشکارسازی حقیقت است. متناسب با شرایط و هماهنگ با زمان و مکان است. با تغییر شرایط تغییر می‏کند اما اصل آن یکیست و ارکان آن ثابت است.(۲)
  • آنکه به روش نورانی عمل می‏کند، واقعیت آنچه را که هست می‏پذیرد اما بر آنچه می‏خواهد متمرکز است و جز به آن راضی نمی‏شود. زور و اجبار را ترک می‏کند. او به هر شکلی که لازم است در می‏آید اما از مرکزیت خود در نمی‏آید و مشاهده‏گر می‏ماند. در مقابل چیزی نمی‏ایستد و جایی هم نمی‏ایستد که چیزی در مقابلش ایستاده باشد. صورتش عوض می‏شود اما سیرتش تغییر نمی‏کند و اصل‏اش یگانه است. اگر شاخه‏هایش بر اثر جریان باد به هر طرف تکان بخورند، باکی نیست زیرا ستون وجودی او ثابت و واحد است و ریشه ‏هایش در خاک محکم‏اند. او با شرایط می‏رقصد اما کنترل جریان رقص در دستش است.(۳)
  • ابر به هر شکلی که باد آنرا در می‏آورد درمی‏آید اما همان ابر است که هست. سبک است و بالا می‏رود و در بالا هم سیال است. با آنکه بالاست اما با باران خود پایین می‏آید و گاهی از طریق مه به سجده می‏افتد. ابرها با شرایط زمان خود را هماهنگ می‏کنند. همیشه بصورت باران نمی‏ بارند گاهی بصورت شبنم خود را در دسترس قرار می‏دهند. وقتی هوا سرد شد برف و تگرگ می‏آید و گاهی که هوا گرم است دیگر نمی‏بارد… همه چیز از ابر پدید می‏آید حتی آبها و دریاها هم. ابر معلم و پروردگار آب است و آب آنچه آموخته و آنچه می‏کند از اوست که دارد. اگر روان است و به هر شکل درمی‏آید اینرا از ابر آموخته و از او آموخته همیشه اصل خود را حفظ کند، زندگی ببخشد، به وقتش منجمد شود و به وقتش مایع باشد یا بخار شود. از ابر آموخته که نرم و انعطاف‏پذیر باشد، هرگز نشکند و خود نیز چیزی را نشکند. همواره پذیرای نور است و نور را از خود عبور می‏دهد و با خود حمل می‏کند. ابر به او یاد داده است که چگونه ساده و شفاف باشد و هر جا که رها شود به مبدأ خود، به دریا بازگردد… لائوتزو و پیش از آن فرزانگان دیگری فهمیده بودند که آب الگویی کارساز است. او می‏گفت که برترین خوبی، مانند آب است. بدون آنکه تلاشی کند یا به زحمت بیفتد، خوبی‏ هایش به همه می‏رسد. متواضع است و پست‏ترین جا را برای خود برمی‏گزیند و از این نظر بسیار شبیه به روح آسمان است. آب که نرم‏ترین چیزهاست و از همه تسلیم‏پذیرتر است می‏تواند بر سخت‏ترین چیزها غلبه کند و آنچه خود قالبی ندارد می‏تواند در بی‏صورتی راه یابد. رودها با تواضع و افتادگی‏شان است که می‏توانند دره‏ها را به تسخیر خود درآورند. انسان بزرگ با کوچک کردن خود، رهبری مردم را عه ده‏دار می‏شود. حالا اگر تو هم به آب نگاه کنی می‏بینی که آب به هر شکل که درمی‏آید همان آب است چون نرم است و جریان دارد. حتی از میان کوهها عبور می‏کند. در سطح زمین جاری می‏شود. زمین را می‏شکافد، بخار می‏شود و بالا می‏رود اما هنوز آب است. به هزار شکل درمی‏آید اما یکیست. تغییر می‏کند اما یکیست و اصل آن دگرگون نمی‏شود. اگر کسی آنرا ترک کند زندگی را ترک کرده و اگر کسی با آن بجنگد با حیات خود جنگیده. همه حاضرند برای آن بجنگند اما هیچ کس حاضر نیست با آن بجنگد و او خود با هیچ چیز نمی‏جنگد…(۴)
  • کلیدی‏ترین شیوه، نرمی است و مؤثرترین نرمی، نرمی هماهنگ است و مؤثرترین هماهنگی، هماهنگی فعال است و مؤثرترین هماهنگی فعال، هماهنگی همسو است.(۵)
  • هر زمانی روش خود را می‏طلبد و هر طلبی روش خود را می‏خواهد. اگر طالب چیزی هستی به طبل زمان گوش کن و هماهنگ با آن طلبت را بطلب.(۶)
  • حقیقت‌گرایی و آشکارسازی حقیقت حرکت عمومی هستی و کائنات است و همسویی با آن همسویی با جهان است. (۷)
  • بهترین روش‏ها هماهنگ‏ترین روش‏ها است.(۸)
  • اندازه توفیق و اثرگذاری چیزها و روش‏ها متناسب با هماهنگی آنهاست. برای تحقق، می‏بایست با هر چیزی به روش هماهنگ برخورد کرد و برای هر هدفی با شیوه‏ای متناسب اقدام نمود.(۹)
  • هر روشی تنها در زمان و مکان خود و برای هدف متناسب با خود، اثر لازم و کافی را دارد.(۱۰)
  • برای برخورد هماهنگ، همذات‏پنداری و همذات‏گری ضروری و اجتناب‏ناپذیر است.(۱۱)
  • بجای نه، می‏توان گفت بر فرض بله و آنگاه واقعیت نه را از این طریق به اثبات رساند.(۱۲)
  • آنچه شکستنی است شکسته خواهد شد. تلاش برای حفظ آن، بیهوده است.(۱۳)
  • غالباً شاید و اگر بهتر از حتماً و هرگزاند.(۱۴)
  • آگاه کردن، نرمی کردن است و بالاترین نرمی محبت است.(۱۵)
  • بجای ضربه زدن لمس کن.(۱۶)
  • در طبیعت، موجوداتی که به اصل نرمی عمل کردند به حیاتشان ادامه دادند و آنها که از اصل سازگاری و انعطاف‏پذیری خارج شدند از دور حیات خارج شدند.(۱۷)
  • اجبار مردود است مگر آنکه لباسی بر تن محبت باشد آنهم در زمان اجتناب‏‌ناپذیر بودن آن.(۱۸)

برگرفته از کتاب تعالیم حق (الاهیسم- جلد دوم) -اثر ایلیا «میم»

[۱] اکثر این توصیه ها از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۱ توسط استاد ایلیا معلوم و بیان گردیده است و این بخش گزیده قسمت اول بوده و شامل بازنویسی توصیه های مذکور است. لازم به یادآوری است که بیشتر این متن حاصل بازنویسی و نقل به مضمون کلام استاد بوده و «عین کلام» نمی باشد.

بدون نظر

ارسال پاسخ