برترین رئیس جمهور

111

(گفت و گو با ایلیا «میم»)
نشریه حرکت دهندگان
شماره ۳ بهار ۱۳۸۴

توضیح: گفت و گوی زیر در آستانه انتخابات ریاست جمهوری (در سال ۱۳۸۴) در نشریه حرکت دهندگان به چاپ رسید و منجر به تعطیلی نشریه مذکور گردید. در این انتخابات آقایان هاشمی رفسنجانی، رضایی، کروبی، قالیباف، معین، لاریجانی، مهرعلیزاده و احمدی نژاد کاندیدای ریاست جمهوری بودند.

۱ ـ از میان کاندیداهای ریاست جمهوری به نظر شما کدام بهتر است؟
کسی که ریاست جمهوری به او نیاز دارد و او بی‏نیاز از ریاست جمهوری است. او که قبل از شدن، باشد. پیش از آنکه بخواهد بدست بیاورد، در دست داشته باشد. قبل از آنکه از بیرون برایش اتفاق افتاده باشد، از درون بر او واقع شده باشد.
او باید از اینکه رئیس شود یا نشود تغییری در حال‏اش رخ ندهد نه از این ریاست خوشحال شود نه از گذر سایه آن، غم‏زده. اگر رئیس جمهور شد، خود را خادم مردم بداند و اگر نشد، خادم مردم بماند. پس اگر خدمتگزاری شایسته‏تر از او به میدان آمد، او میدان را برایش خالی می‏کند و خود حامی شایسته‏تر می‏شود. اما اگر کسی تصمیم بگیرد به ملت خود خدمت کند، به صرف چنین تصمیمی خدمتگزاری بعید است. اگر محبت به مردم و بیش از آن به بشریت و انسانیت و خدای آن، در میان نباشد، خدمت، تصنعی و غیرواقعی است. با اینحال، خدمت خودساختگان به ساختن منجر می‏شود اما نتیجه خدمت خودباختگان سوختن است و ساختن نیست. از این است که برای رؤسا بیش از سایرین ضروریست که خودساخته باشند و اما خودساختگی نیازمند خودشناسی و خداشناسی است. اگر او خود را نساخته باشد، چگونه می‏تواند دیگران را بسازد. اگر خودشناسی او کافی نباشد، چگونه در شناخت مردم و اوضاع آنها توفیق خواهد داشت؟ بنابراین باید دید که آیا او موجودی خودآگاه و خداشناس و خودساخته است یا خودباخته و خودبین. اگر طبیب خودش آلوده به میکروب باشد، وجودش بسیار خطرناک‏تر از میکروبهای بیماری‏زاست.

۲ ـ لطفاً درباره دیگر ویژگی‏های رئیس جمهور توضیح دهید. اگر موضوعاتی مانند خودساختگی و محبت به مردم را طبق فرمایش شما، در درجه اول اهمیت در نظر بگیریم درباره سایر ویژگی‏های رئیس جمهور بفرمایید.
او باید دارای توان تمام کردن و شروع کردن باشد. تمام کردن آنچه پیش از این آغاز شده یا حتی دانه‏هایی که هنوز جوانه هم نزده‏اند. و قدرت شروع کردن جهش را. ایران وقت زیادی برای پیشرفت ندارد. پیشرفت معمولی به عقب‏ماندگی آن منجر خواهد شد. بنابراین رئیس جمهور باید توان شروع جهش را داشته باشد…
اگر شجاعت او مقدم بر هوشمندی‏اش باشد ممکن است آسیب‏های جدی بوجود آید بنابراین لازم است هوشمندی و هوشیاری او بر شجاعتش مقدم باشد. نگاه کردن به ریاست جمهوری، به عنوان فرصتی برای پیشرفت شخصی می‏تواند آثار زیانبار بسیاری را برای ملت داشته باشد پس او باید ریاست جمهوری را به چشم یک رسالت نگاه کند. رسالتی که فقط یک راه در پیش دارد و آن موفقیت است… مسئول وام‏دار نمی‏تواند مسئولیت خود را به انجام برساند. رئیس جمهور یا باید وام‏دار کسی جز خدا و ملت نباشد و یا اگر هست ابتدا وام خود را بپردازد و آنگاه قدم جلو بگذارد.

۳ ـ یکی از راههای اصلی مردم برای آشنایی با رئیس جمهور بعدی، بررسی گذشته فرد مورد نظر است. عوامل گوناگونی می‏توانند مبنای این تجزیه و تحلیل قرار گیرند. به نظر شما چه نکاتی در این زمینه قابل توجه‏تر است؟
در بازخوانی گذشته او باید عناصر مهمی چون عقلانیت و عدالت و شجاعت را جستجو کرد. و نیز آزادی درونی و استقلال رأی و عدم وابستگی. توانایی هماهنگ شدن با تغییرات و شرایط، و میزان نرمی و انعطاف‏پذیری او. تدبیرگری و تعامل‏پذیری و تعادل‏خواهی او… باید این عناصر را در گذشته او شناسایی و اندازه‏گیری کنید. هر انسانی ترس‏ها و از خودباختگی‏هایی دارد اما ترس‏ها و تمایلات یک مسئول بسیار سرنوشت‏سازتر است. باید دید در گذشته، او از چه چیزهایی ترسیده و فرار کرده و به چه چیزهایی روی آورده و مشتاق است؟ خطوط سبز و قرمز او کدام است؟ خودباختگی‏ها و خودبینی‏هایش از چه سنخی است و میزان خطرپذیری آن تا چه حد است؟ آیا مدیریت او در گذشته، خلاق و زاینده بوده یا خشک و مرده و خُرد. و البته اگر مسئولیت‏پذیری و مدیریت را در سابقه او ببینید دلیل بر آن نمی‏شود که در ریاست‏های بالاتر هم موفق عمل خواهد کرد. و آیا او پیش از این به آنچه اکنون می‏گوید، عمل کرده است یا نه؟ اگر عمل نکرده پس بعید است که بعد از این هم به آنچه اینک می‏گوید عمل کند.
و ببینید که آیا او در گذشته واقعاً در خدمت مردم خود بوده، به فکر زندگی آنان بوده و به آنها عشق ورزیده یا اینکه پیش از این را او در خدمت شخص خود یا صاحبانی دیگر بوده.

۴ ـ درباره اینکه اولویت برنامه‏های رئیس جمهور چه باید باشد، طی ماههای گذشته و در اظهار نظر کارشناسان و صاحب‏نظران عموماً با چند مطلب برخورد می‏کنیم که در برخی موارد تضادهایی هم به چشم می‏خورد. نظراتی که درباره اولویتهای برنامه رئیس جمهور بعدی مطرح می‏شود اغلب عبارت است از اولویت داشتن برنامه‏های اقتصادی، بخصوص رسیدگی به وضع معیشتی مردم. مسئله بیکاری جوانان و اشتغال به کار آنان. در مقابل، این نظر وجود دارد که اولویت برنامه‏های رئیس جمهور می‏بایست ابتدا متمرکز بر مسائلی مانند اصلاحات عملی، آزادی بیان، آزادی مطبوعات و دیگر تغییرات فرهنگی و شاید نرم‏افزاری باشد. شما با کدام نظر موافق‏اید؟
اگر بگویم با هیچ کدام درست‏تر از آن است که بگویم با هر دو. رئیس جمهور نباید و نمی‏تواند و درست نیست که خود را در دام شعارهای تضمین نشده و شبه واقعی بیندازد. اوضاع ایران و جهان هر روز در حال تغییر است و به تناسب این تغییر، اولویتها هم جابجا می‏شوند. ممکن است یک روز فرهنگ‏سازی مهم باشد و یک روز اقتصاد اما در روز سوم، شاید روابط مهمتر باشد. از خردمندی به دور است که شما برای زمان دور، حتی در حد چهار سال یک برنامه و شعار مطلق و قطعی را بر برنامه‏های هم وزن خود ترجیح مطلق دهید. امروز مسئله این است اما معلوم نیست که فردا مسئله همین باشد. شاید باشد و شاید نباشد. امروز صلح است ولی اگر فردا صلح نباشد، اولویتها هم زیر و رو می‏شوند. امروز بادها از شرق و جنوب می‏وزند ولی اگر از غرب و شمال وزیدند دیگر نمی‏توانید بادبانها را مثل دیروز برافراشته کنید و کشتی را آنطور حرکت دهید. می‏شود یک برنامه را براساس هوشمندی و هماهنگی در اولویت قرار داد اما فقط برای امروز یا امسال. در پایان امروز و پیش از روز جدید، تجدید نظر در اولویت‏ها و برنامه‏ها، جزئی از خردمندی است. برای آنکه ببینید این واقعیت تا چه حد حساس و مکرر است به دوران ریاست جمهوری رؤسای ملل مختلف نگاه کنید یا اگر توانستید با آنها صحبت کنید، با آنها صحبت کنید. آن وقت می‏بینید این درد دل و پشیمانی تعداد زیادی از آنهاست. اگر نیاز حیاتی یک جمعیت را آب فرض کنیم برنامه رئیس آنها باید مانند آب باشد چنان شکل‏پذیر که هر بار در ظرف جدید قرار می‏گیرد به همان شکل درآید. اگر رئیس جمهور بگوید من می‏خواهم نیازهای مردم را تأمین کنم و مسائل‏شان را حل نمایم این عاقلانه‏تر است تا بگوید من می‏خواهم طی سالهای بعد، مسائل اقتصادی یا سیاسی یا چیز دیگر را حل کنم. اگر مردم فردا گفتند ما نیاز سیاسی نداریم، یا داریم اما اولویتی برایمان ندارد، تکلیف رئیس جمهور چیست؟ یا باید لجاجت کند و به حرف خود ادامه دهد که در این صورت شکست او در برابر ملت، حتمی است و یا از شعارها و فریادهای خود بازگردد که آنوقت او متهم است به عقب‏نشینی و زیر پا گذاشتن شعارها و آرمانها. البته شعار رئیس جمهور می‏تواند مثلاً عدالت یا اصلاحات باشد اما این عدالت و اصلاح را او هر روز، هر هفته، هر فصل و هر سال باید تبیین کند.

۵ ـ به نظر شما، با توجه به شرایط خاص ایران، فردی که می‏خواهد در پست ریاست جمهوری قرار گیرد باید چه نکاتی را در این ارتباط مورد نظر قرار دهد؟
اگر او مورد قبول اکثریت قوی ملت و مخصوصاً جوانان نباشد یا نتواند در ماههای اولیه ریاست خود، این مقبولیت غالب را به دست آورد، ملت ایران، چیز بزرگی را از دست خواهد داد. در این صورت زلزله‏های چند ریشتری تصورپذیرند. اگر او بدون رأی قوی بیاید باید بتواند با اقشار مختلف مردم ارتباط برقرار کند حتی اگر پیش از این نکرده باشد. شرط این ارتباط، شناخت است و برای شناخت آنان، کوتاه‏ترین راه، همذات‏پنداری است. همذات‏پنداری با همه اقشار و حتی با منتقدان و دشمنان. زیرا اگر همذات‏پنداری نباشد، خودبینی و نگاه متعصبانه جای آن را می‏گیرد.
و در شرایط کنونی ایران، رئیس جمهور باید بتواند تعریفی عاقلانه و مقبول را از ایران و ایرانی در جهان ارائه دهد. این فعلاً، از مهمترین شعارهاست. تثبیت جایگاه بین المللی ایران، تأثیرات قدرتمند خود را بر اوضاع اجتماعی و اقتصادی و سیاسی ایران به سرعت نشان می‏دهد. تدبیر و اتخاذ روابط متعادل و راهبردی با اروپا، کشورهای اسلامی و دیگر شبه قطبهای متمرکز یا غیرمتمرکز و نیز چگونگی برخورد با مسئله آمریکا و تمدن غرب، در مقایسه با هرگونه تلاش داخلی (در حال حاضر) تأثیرات تعیین‏کننده‏ای را بر اوضاع درونی و بیرونی ایران خواهد داشت. این براساس اوضاع این زمانی ایران است اما فردا را خدا می‏داند و آنکه امروز را درک کرده و دیروز را فهمیده. بنابراین در حال حاضر دگرگون‏سازی سیاست خارجی و روابط بین المللی ایران از مهمترین مسائلی است که رئیس جمهور جدید با آن مواجه است. تو نمی‏توانی به نظر دیگران هیچ احترامی نگذاری و از آنها انتظار داشته باشی تا به نظر تو احترام بگذارند. تعامل، احترام متقابل و اقدام به تغییرات توافقی، حتی اگر غیرمطلوب باشند، به معنای وابستگی یا ترس نیست. تدبیر تداوم حیات است. پس بهتر است که رئیس جمهور جدید، با یک ایده جهانی و یک انعکاس درخشنده بین المللی قدم به میدان بگذارد. او باید چهره جهانی ایران را تعیین کننده و داناتر و زیباتر نماید. اکنون ایران در معرض تهدیدات کوبنده و موذیانه است. عبور از این خطر برنامه‏ریزی شده، با اتحادی داخلی و خارجی امکان‏پذیر است.
این یکی از مسائل حساس فعلی ایران بود چون فرصت آن در حال اتمام است آنرا گفتم. حساسیتهای موجود به این ختم نمی‏شود.

۶ ـ پس لطفاً از حساسیتهای دیگر ایران هم بگویید.
رئیس جمهور نه فقط باید چپ و راست را ببیند بلکه باید از شمال و جنوب و مرکز و حاشیه‏ها هم غافل نشود. خوب است اما بعید است که فراجناحی و ملی باشد ولی چه خوبتر اگر فرا ملی بوده و شخصیتی جهانی و جهان‏پذیر باشد…
دانای حکیم بدون آنکه بجنگد پیروز می‏شود. حمله‏اش از جنس راهبرد و مهار دشمن اعمال می‏شود و در دفاع، به جای مقاومت کردن، نیروی مهاجم را بر علیه مهاجم بکار می‏برد. او در توافق غلبه می‏یابد. شر و قدرت شرارت را انکار نمی‏کند بلکه آن را می‏شناسد و به کنترل در می‏آورد. او به جای ضربه زدن لمس می‏کند و به جای نه گفتن مطلق، می‏گوید بر فرض بله، و آنگاه واقعیت نه را از این طریق آشکار می‏سازد. او راه را نه با پاهایش بلکه با چشم‏هایش می‏پیماید. با دوربینی و دوراندیشی‏اش طی می‏کند. نمی‏آزماید لکن از آزمون دیگران می‏آموزد. تمرین نمی‏کند بلکه هر بار آخرین تجربه‏اش را می‏کند…

۷ ـ به نظر شما بهتر است رئیس جمهور، روحانی باشد یا غیرروحانی؟
اگر مسئول، برآیندی از اقشار مختلف مردم باشد و حتی اگر در قشر خاصی قرار دارد، صرفاً متعلق به آن قشر نباشد و قشری نباشد، بهتر است.

۸ ـ بهترین رئیس جمهور کیست؟
مسئولی که با ملت خود و شرایط ملت خود و زمان خود هماهنگی بیشتری دارد، بهترین است. اصل هماهنگی برای هر نوع ملتی و با هر هدفی تعیین‏کننده است. به واقع، اندازه موفقیت در هر کاری متناسب با اندازه هماهنگی است و توفیق روش‏ها و افراد را میزان هماهنگی آنها تعیین می‏کند.

۹ ـ چرا خود شما در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نکردید؟
… خطرناک‏ترین کارها، پذیرش مسئولیت‏هاست و خطرناک‏ترین مسئولیتها وقتی است که تو در تعیین سرنوشت و زندگی دیگران حضوری تعیین‏کننده داری. کمترین حرکت تو دارای هزاران دنباله است و یک فکر تو می‏تواند به اندازه یک دریا آتش یا یک دریا برکت حاصل کند. ریاست جمهوری واقعی، یکی از سخت‏ترین و پیچیده‏ترین و غم‏انگیزترین کارهای این عالم است. کدام انسان عاقل و دانا سخت‏ترین را بر می‏گیرد. مگر اینکه مجبور باشد و آن را ضروری بداند.

۱۰ ـ این موضوع صحت دارد که شما از طریق واسطه‏های مختلف و طرق مختلف با بسیاری از رهبران بین المللی روابط محرمانه‏ای دارید و به بعضی از آنها مشورت می‏دهید؟
این مهم نیست. اگر هم درست باشد یا نباشد تغییری در درستی و اعتبار چیزهایی که گفتم بوجود نمی‏آورد. از آن طرف هم ارتباطی با موضوع گفتگوی ما که از قبل با آن توافق کردم، ندارد. یک سؤال دیگر می‏توانی بپرسی.

۱۱ ـ دوباره به اولین سؤالم برمی‏گردم. من شنیده‏ام که شما در ایران و خارج از ایران دهها هزار شاگرد دارید. به آنها توصیه کرده‏اید به چه کسی رأی بدهند. به عبارتی به نظر شما بهترین نامزد ریاست جمهوری از بین نامزدهای فعلی کیست؟ لطفاً اسم او را بگویید یا حداقل به مشخصاتش اشاره کنید.
او که فرمانروای خودش است و بر خود فرمانروایی می‏کند چون اگر کسی نتواند بر خود ریاست کند چطور می‏تواند بر یک ملت ریاست کند اما اگر کسی بتواند خود را کنترل کند و نفس خود را مهار نماید قادر است همه مردم جهان را راهبری کند. چنین فردی، خودش از حرفهایش بزرگتر است، دهان‏اش از چشمانش کوچکتر است و گوشهایش مانند چشمانش است. می‏بیند چیزی را که می‏شنود… و همه وجودش مانند یک دست است.

۱۲ ـ من هنوز یک سؤالم باقی مانده. آیا می‏توانم آن را از این دوستان [خطاب به دو تن از شاگردان استاد] بپرسم؟
[سؤال از همراهان استاد] شما چه توصیه‏ای به رئیس جمهوری بعدی دارید؟
به نظر بنده، قبل از شروع دوره ریاست جمهوری یا حتی بعد از آن، اگر آقای رئیس جمهور دید که نمی‏تواند این مسئولیت را که بی‏شباهت به یک رسالت نیست، به انجام برساند، نباید آن را قبول کند و اگر هم قبول کرده، صادقانه به کسی که شایسته‏تر از اوست واگذار کند ولی اگر ایشان مصمم به ادامه راه بود، می‏بایست نقاط ضعف و قوت دولتهای قبلی و مخصوصاً دولتهای آقای خاتمی و هاشمی را بشناسد. ضعفها را تکرار نکند و نقاط قوت و برتری را پررنگ‏تر کند. ایشان باید خلأهای دولتهای قبلی را پر کند. حتی بهتر است گروهی را برای تحقیق در اینباره مأمور به تحقیق کند. به نظرم اینکار نه فقط با دولتهای قبلی ایران بلکه با اکثر دولتهای جهان لازم است انجام شود. همچنین توصیه می‏کنم که ایشان ایران را بصورت چپ و راست و مستقل و خنثی نبیند و به جای تمرکز بر رنگ سیاه و سفید هزاران طیف رنگی را در نظر داشته باشد.

بدون نظر

ارسال پاسخ