مکتبهای درمانی از دیدگاه علوم باطنی

126

تألیف: پِریا (شباب حسامی)

از دیدگاه علوم باطنی چهارده مکتب درمانی وجود دارد که هر مکتب شامل سبک‏های مختلف درمان می‏باشد.
۱. پزشکی جسمانی (یا ماده درمانی): توجه اصلی و شاید تمام توجه پزشکی جسمانی معطوف به جسم انسان بوده و بنابراین درمان بیماری (از این طریق) بواسطة تغییراتی در جسم و بویژه تغییراتی در ترکیبات شیمیایی بدن یا اعمال تغییر مستقیم (اعم از حذف، پیوند، ترمیم و..) در اعضاء و اندام‏های جسمانی است. دو اهرم اصلی درمان، در پزشکی جسمانی خوردن دارو یا اعمال جراحی است.
۲. پزشکی حاشیه: شامل روش‏های حاشیه‏ای و کمک درمان است. این روش‏ها به تنهایی قادر به درمان بیماری‏ها نیستند اما می‏توان از آنها به عنوان درمان کمکی و تکمیل کنندةدرمان‏های اصولی بهره گرفت. از جمله روش‏های پزشکی حاشیه می‏توان به این موارد اشاره کرد:
هومئوپاتی، مگاوتامین، الکساندر درمانی، متد باخ، طب سوزنی، ماساژ درمانی وغیره. درمانهای حاشیه‏ای عمدتاً دارای گرایش مادی‏گرا بوده و از روش‏های متکی به جسم و درمان مادی استفاده می‏کنند.
۳. انرژی درمانی: کلیة روش‏هایی که متکی به انتقال و دریافت انرژی‏اند در این گروه قرار می‏گیرند. بعضی از روش‏های معروف‏تر انرژی درمانی عبارت است از:
هاله درمانی، پولاریتی، درمان پرانیک (پرانا درمانی)، ریکی و مانیتیزم (پاس درمانی) در بسیاری از تقسیم بندی‏ها انواع روش‏های انرژی درمانی، در طیف طب حاشیه‏ای قرار گرفته است. مضاف بر اینکه انرژی درمانی، همانند دیگر روش‏های طب حاشیه‏ای، یک درمان کمکی و تقویتی محسوب شده و جزء روش‏های اصلی درمان به حساب نمی‏آید. عموماً انرژی درمانی برای درمان بیماری‏ها کاملاً کفایت نکرده و نمی‏تواند یک بیماری ریشه‏دار و جدی را درمان کند.
۴. ذهن درمانی (روان درمانی باطن گرا): یکی از مبناهای اصلی ذهن درمانی بر تغییر اندیشه ‏ها و دیدگاه ‏ها و همچنین تغییر کلام و رفتارها استوار است. بر خلاف روش‏های طب حاشیه‏ای و انرژی درمانی، ذهن درمانی دربارة بسیاری از بیماری‏ها، یک درمان لازم و کافی محسوب می‏شود و از طریق آن می‏توان به درمان کامل بسیاری از بیماری‏ها (ونه همه آنها) پرداخت. تغییر الگوهای فکری، احساسی، کلامی و رفتاری یکی از مهم‏ترین شیوه‏ها؟ عملکرد ذهن درمانی است که بر این اصل مهم قرار دارد که می‏گوید: «منشاء بیماری‏ها و ناراحتی‏های انسان در ذهن است بنابراین با تغییر ذهنیات (تغییر اندیشه‏ها و روحیات) می‏توان به تغییر در وضعیت‏های مادی و معنوی زندگی دست زد»
۵. روح درمانی: در روش‏های مختلف روح درمانی مبنای اصلی درمان، اصالت روح است. بنابراین از آنجا که روح، اصلی‏ترین بخش وجود انسان و بلکه مرکز اصلی وجود او محسوب می‏شود، هر گونه بیماری را باید در آن ریشه‏یابی کرد و از طریق روحی معالجه نمود. تأثیر گذاری مستقیم بر روح، استفاده و همکاری با ارواح درمانگر و استمداد از آنها (چه در درمان مستقیم و چه در تشخیص) از ویژگی‏های روح درمانی است. روح درمانی یکی از خطرناک‏ترین روش‏های معالجه بوده که در حین اجرا و پس از اجرا ممکن است پیامدهای بسیار منفی و مخربی را به دنبال داشته باشد مگر اینکه توسط فردی که دارای مهارت کاملاً کافی و تسلط زیاد باشد، صورت گیرد. روش روح درمانی همانند روش انرژی درمانی دارای بیشترین مدعیان و شیادان حوزة درمانگری است. این روش در صورتی که توسط یک متخصص روح درمانی انجام شود در مورد بعضی از بیماری‏ ها ممکن است درمان کافی محسوب شود اما به طور کلی روشی انتحاری با ریسک بالامی باشد.
۶. رویا درمانی: اعتقاد رویا بینان کهن بر این است که «زندگی انسان را رویاهای او می‏سازند و زندگی ما در این دنیا، نتیجة رویاهایی است که می‏بینیم و می‏سازیم»مطابق این قانون می‏توان نتیجه گرفت که با تغییر رویاها بتوان تغییراتی واقعی را در زندگی بوجود آورد. البته موضوع رویابینی آنطور که در الاهیسم بیان می‏شود تفاوت بسیار فاحشی با مقولة رویابینی مطرح شده درعلوم ظاهری و باطنی متعارف دارد. در هنر رویابینی الاهیسم از بیست و هشت حوزة رویا صحبت می‏شود در حالیکه در علوم ظاهری مربوط به رویابینی از سه تا پنج حوزه حتی نام هم برده نمی‏شود. در رویا درمانی چند گروه از رویا‏ها مواجه می‏شویم. رویاهایی که دیدن آن درمان کننده است. رویاهایی که می‏توانند توان شفا بخشی را به رویابین ببخشند. رویاهایی که حاوی شیوة درمان‏اند و رویاهایی که تعبیر آنها یا اعمال آنها (بعنوان نسخه‏ای غیر مستقیم) به درمان بیماری منجر می‏شود.
۷. طبیعت درمانی الاهیسم: بیماری‏ها و مسائل درونی انسان نتیجة ناهماهنگی‏ ها و فاصله ایست که او با طبیعت (زمینی و سماوی) دارد. بنابراین راه حل بیماری‏های انسان در بازگشت همه جانبه به طبیعت و هماهنگی با آن است. این یکی از اصول اساسی طبیعت درمانی است. در طبیعت درمانی، این واقعیت یادآوری و بازیابی می‏شود که پاسخ همة سوالات واقعی انسان در طبیعت (بعنوان تجسم واقعی خداوند) بوده و انسان علاوه بر دارو‏های خوردنی و غیرخوردنی می‏تواند از طریق شعور نهفته در طبیعت (با روش‏هایی مانند نشانه شناسی طبیعی) به درمان بیماری‏های خود نائل شود. از نظر طبیعت درمانی، بیماری‏های انسان نتیجة ارتباط غیر صحیح او یا قطع ارتباط او با طبیعت است.
۸. روزه درمانی: در اینجا منظور از روزه درمانی، صرفاًً نخوردن آب و غذا نیست. بلکه روزه به پرهیز از چیزهای معلوم در طول زمان مشخص اطلاق می‏شود. به عبارتی روزه‏دار می‏بایست چیز بخصوصی را که ممکن است خوردنی، رفتاری، ذهنی یا غیره باشد، ترک کرده و از آن پرهیز نماید. روزة غذایی، روزة محدود غذایی، روزة کلامی (روزة سکوت)، روزة نگاه و روزة فکری از جمله اشکال روزه درمانی است.
۹. تحقق درمانی الاهیسم: فلسفه‏ای که تحقق درمانی مبتنی بر آن است عبارت است از اینکه خوشبختی و سلامت انسان در «خود بودن» اوست. یعنی ما همان چیزی باشیم که باید باشیم بنابراین همان کاری را بکنیم که باید کنیم و همان چیزی را بدانیم که باید بدانیم. در غیر این صورت، گرفتاری‏ها، بیماری‏ها و ناراحتی‏های مختلف پدید می‏آیند تا جریان زندگی ما را (که به انحراف کشیده شده یا ممکن است کشیده شود) متوقف کرده تا بلکه بازگردیم به آنچه هستیم. طبق این شیوه درمانی، هر کسی دارای یک طرح تحققی است. وظیفه‏ای که باید به انجام برساند. مادامیکه شخصی در این مسیر حرکت کند دچار مسئله و بیماری نخواهد شد و اگر دچار مسئله‏ای شود این مسئله در جهت تحقق بیشتر عمل خواهد کرد و به سلامتی بیشتر منجر خواهد شد.
۱۰. شفای الهی (خدا درمانی): به مجموعه روش‏هایی که در ارتباط با خداوند بوده و اصل بنیادی آنها ایجاد تغییر در ارتباط بین انسان و خداست، خدا درمانی اطلاق می‏شود. در مکتب خدا درمانی که ارتباط الهی (تسلیم به حضور خداوند) درمان و شفای همة بیماری‏های انسان محسوب می‏شود. از این نظر همه انواع بیماری‏ها یا ناراحتی‏ها و ضعف‏های انسان ریشه در ارتباط بین انسان و خدا دارد که اگر این حل شود، بیماری شفا می‏یابد. بدون شک، شفای حقیقی، شفای از جانب خداوند است و هیچ درمانی بدون حضور خداوند کامل و نهایی نیست. بنیادی‏ترین اصل خدا درمانی بر تسلیم الهی استوار است.

بدون نظر

ارسال پاسخ