کلام خلاق و شعور متعالی

233

کلام خلاق و شعور متعالی(قسمت دوم)

  • راه کامل نیاز به رهبری کامل دارد و برای کسب تعلیم کامل باید معلم کامل را یافت.(۱)
  • هر وضعیتی دارای ترکیب و ضد ترکیب است. با داشتن ترکیب‏ها می‏توان وضعیت‏ ها را بوجود آورد و با استفاده از ضد ترکیب ‏ها می‏توان وضعیت ‏ها را مهار کرد یا از میان برد. سه هزار و ششصد ترکیب و به همین اندازه ضد ترکیب در پیرامون انسان و در دسترس او وجود دارد. (۲)
  • مسائل زندگی بشر مانند قفل ‏هایی هستند که برای هر کدام از آن‏ها کلیدی وجود دارد. چهل کلید، چهل روش منحصر به فرد حل مسائل است. (۳)
  • تعلیم مرده و ادیان مرده پیروان خود را می‏میرانند و تعلیم زنده انسان را زنده می‏کند. (۴)
  • دانستن کافی نیست هوشیاری لازم است. (۵)
  • زندگی انسان تنها ساختة باور‏ها و افکار او نیست. نیرو‏های سرنوشت ساز، بیش از این و قوی‏تر از این است. نیات و قصد‏های انسان، نگاه او، تغذیه، ژن‌ها، رویا‌ها، قضاوت دیگران، آموزش، سرمایة روح، محیط و تقدیر و نیرو‏های دیگر نیز فعالانه و با قدرت در کارند. (۶)
  • انسان دارای قدرت نامیدن است. او قادر است چیز‏ها را آنطور که می‏خواهد بنامد و بنابراین چیز‏ها را به همانی تبدیل کند که نامیده است. (۷)
  • هر کسی خدای خود را دارد لکن خداوند واحد نامحدود است و در هیچ فکر و قالبی نمی‏گنجد. (۸)
  • هیچ فکر یا نظر یا فلسفه‌ای کاملاً مردود یا کاملاً مقبول نیست. هیچ کس و هیچ چیز مطلقاً محکوم نیست. (۹)
  • همة فکر‏ها شک پذیرند همانطور که شهود‏ها تردیدناپذیرند. (۱۰)
  • هر کسی دارای راه مخصوص به خود است راهی که کوتاه‏ ترین و هموار‏ترین و متناسب‏ ترین است. (۱۱)
  • خوب ترین، هماهنگ‏ترین است. (۱۲)
  • جهان و روند زندگی، جریانی است برای آشکار سازی حقیقت، همه چیز برای تحقق این آشکاریست. همه چیز برای انسان نیست بلکه همه چیز برای آشکار سازی حقیقت است. (۱۳)
  • آموختن بدون آموزاندن ممکن نیست. دریافت کردن بدون بخشیدن میسر نیست پس اگر می‏خواهی برخوردار شوی برخوردار کن. (۱۴)
  • از پهنه ‏های بعدی قدم‏ های بشر، پهنه آنتی ایسم‌ها، ضد فرمؤل‌ها، ضد تمدن‏ها و ضد منطق هاست …(۱۵)
  • غالباً انسان‏ها نمی‏دانند چه می‏گویند چه می‏کنند و در کجا هستند. (۱۶)
  • نیروی راستی می‏تواند انسان را از همة بدی ‏ها و تاریکی ‏ها و خطرات نجات دهد.(۱۷)
  • راستی و درستی جوهر توصیه‏های خداوند است به بشر. (۱۸)
  • خداوند آشکار شدنیست و بر همة کسانیکه او را می‏پرستند، به تناسب پرستش شان آشکار شده است. (۱۹)
  • هستم انسان تعیین کنندة بودن او و بلکه تعیین کنندة همة زندگی اوست. (۲۰)
  • آیندة دورتر بشر، ادامة «حالا» ی او نیست بلکه جهشی از «حالا» ی اوست. (۲۱)
  • انسان اسیر است و نادان و حریص و شتابزده. (۲۲)
  • جریان تکامل، الزاماً سیر تصاعدی ارزش‏ها نیست گاهی رشد و جهش ضدارزش هاست. (۲۳)
  • وقایع و چیز‏ها در نهایت پیچیدگی، بسیار ساده‌اند. (۲۴)
  • هر چیزی نشانه‏ های خود را دارد و هیچ چیزی بدون نشانه ‏های لازم و کافی قابل قبول نیست. (۲۵)
  • همه چیز از نور ساخته شده بنابراین این نور است که اصالت دارد. (۲۶)
  • آنچه خواسته می‏شود، پیش از آنکه خواسته شود، موجود بوده، تنها اکنون باید آشکار شود. تقدیر، موجود است تنها لازم است عیان شود. (۲۷)
  • انکار‏ها و پذیرش‏های انسان بر اساس اصالت واقعیت نیست بلکه بر حسب نگاه و شرایط اوست. (۲۸)
  • الگو‏های طبیعت، الگو‏هایی برای حل مسائل بشر و زندگی هماهنگ اند. (۲۹)
  • ویژگی ‏های بنیادی و مادرزادی انسان (خوی و خصلت) تغییر نمی‏کند اما تغییر جهت می‏دهد. بهترین روش تغییر صفات، تغییر جهت صفات است. (۳۰)
  • شناخت کامل به عمل کامل منجر می‏شود. شناختن مهار کردن و برقراری ارتباط است. (۳۱)
  • با فهم معنای چیز‏ها می‏توان از چیز‏ها عبور کرد. (۳۲)

برگرفته از کتاب تعالیم حق (الاهیسم – جلد دوم) ـ اثر ایلیا «میم»

بدون نظر

ارسال پاسخ