دربارهٔ تصمیم گیری

116

در تصمیم گیری می‌توانید تصمیم‌ ها را گیر بیندازید، یعنی تصمیم «گیری» کنید.

تصمیماتی گرفته شده وجود دارد که تنها لازم است آن‌ها را صید کنید. یا آن که تصمیمات را بسازید و تصمیم سازی کنید. در شرایطی بهتر است تا جهان، زندگی و سرنوشت برای تان تصمیم بگیرد و شما صرفاً تصمیمات را بیابید و این تصمیم یابی است. و گاهی لازم است خودِ موضوعات، تصمیم را اعلام نمایند که آن تصمیم بینی است… اما در اغلب مواقع مردم دچار تصمیم داری هستند. از پیش تصمیم خود را گرفته‌اند و قضاوت خود را کرده‌اند گویی از همه چیز با خبرند و اسرار را در نگاه خود دارند. تصمیماتی که اکثراً می‌گیرند غالباً سطحی، عجولانه و هیجان زده است و تهی از آگاهی لازم و کافیست. بنابراین به نتایجی آشفته و ناهماهنگ و عمدتاً مخرب منجر می‌شود.

گاهی با ایده‌های کم و بیش روشنی برخورد می‌کنید و می‌ماند بررسی و انتخاب یک ایده، ولی گاهی لازم است تو ایده‌ها را بیاوری و چیزی در معرض دید تو نیست. که این‌ها از دو مسیر می‌روند.

در روند انتخاب مراقب خوش بینی و بدبیی و توهم بینی باشید و از وجود عنصر واقع بینی در سراسر روند آن اطمینان حاصل کنید.

در اکثر موارد یک تصمیم بزرگ از بسیاری از تصمیمات کوچک خوب تر است اما در مواردی لازم است یک تصمیم بزرگ را از طریق تصمیمات کوچک تر اتخاذ نمود و در مواقعی تصمیم نگرفتن، خود بهترین تصمیم ممکن است چون نیازی که پاسخ اش تصمیم گیری است دارای پاسخ‌های دیگری نیز می‌تواند باشد. پس تا شرایط تصمیم گیری و قضاوت فراهم نشده به آن اقدام نکنید و نیز اگر ضرورتی در آن نیست، صرف نظر کنید.

ابتدا بر پایهٔ محکمات و مسلّمات، و آنچه کاملاً‌آشکار است انتخاب کن و سپس بر مبنای اسرار، و آنچه ناآشکار است و نیمه آشکار، این روش خردمندانه زیستن در زمین است.

امور از انواع گوناگون اند. بنابراین برای موضع گیری متناسب، باید با هر دسته از امور همجنس، به نوعی برخورد کرد و از همین است که ضرورت شیوه‌های گوناگون انتخاب بوجود می‌آید.
برای انتخاب هماهنگ گاهی تفکر لازم است آن هم به شیوه‌های متناسب با موضوع و شرایط. گاهی به سکوت رفتن راه گشاست و گاه مراجعه به رؤیا‌ها. زمانی تنها قلب است که می‌تواند پاسخ ات را دهد و ایمانت تو را می رهاند و زمان دیگر از راه‌های دیگر.
اما باید کار را از جایی شروع کرد و آنجای مطمئن و امن و ایمن، ایمان است که آمین روح الامین و ام الامر به آنست…
و بعد از ایمان و تکیه به قلب، به نور عقل و آن روشنایی که در ذهن می‌آید، انتخاب کنید. پس بر خلاف قلب و ایمان تان که بر خلاف روح است تصمیم نگیرید و قضاوت نکنید.
از آنچه قلبت را می‌لرزاند و منقبض و گرفته می‌کند به شدت پرهیز کن. این وصیت آدم بود به فرزندش. اگر آدم به ترس و توجهی که به درونش راه یافت به خوبی توجه می‌کرد هرگز از عمق حضور خداوند رانده نمی‌شد.

برگرفته از کتاب تعالیم حق (الاهیسم-جلد دوم)- اثر ایلیا «میم»

بدون نظر

ارسال پاسخ